Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وافی

تلفظ بین المللی : /vˈɑfi/ تلفظ :‌ [v'Afi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • وافی بالوفیات
  • وافی سمرقندی الله قلی
  • وافی اصفهانی
  • وافی الحسب
  • وافی اﷲآبادی
  • وافی اﷲابادی
  • وافی تبریزی
  • وافی حیدرآبادی
  • وافی حیدرابادی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

وافی . (اِخ ) نصربن احمدبن اسماعیل امیر معروف سامانی . رجوع به نصربن احمد سامانی و احوال و اشعار رودکی نوشته ٔ سعید نفیسی شود.

وافی . (اِخ ) (مولانا...) از شعرای همزمان امیرعلیشیر نوائی در قرن نهم که در ترجمه ٔ مجالس النفائس درباره ٔ وی چنین آمده است : «عطار است و فرزند شهر هرات است و در بیرون درب خوش میباشد وبه ملازمت آستان صاحبقران میرسد این مطلع از اوست...

فرهنگ عمید

۱. به اندازۀ کافی.
۲. [قدیمی] وفاکننده به عهد، به سر برندۀ پیمان، کسی که به عهد و پیمان خود وفا می کند.
۳. [قدیمی] تمام و کامل.

فرهنگ معین

(فِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - تمام ، کامل . ۲ - وفا - کننده .

دانشنامه آزاد فارسی

وافی (۱)تألیف فیض کاشانی، کتابی به عربی، از جوامع مهم حدیث شیعی. مشتمل بر احادیث کتب اربعه است با حذف مکررات و ترتیب خاص و توضیح اخبار و جمع بین اخبار مختلف. همچنین درخلال شرح و تبیین قسمتی از روایات، به احادیثی خارج از کتب اربعه استشهاد شده است. مؤلف اثر خود را در سه مقدمه و چهارده کتاب و یک خاتمه تبویب کرده که ابواب آن با شیوه و ترتیب فقها متفاوت است. او همچنین این اثر را تلخیص کرده که به نام ال...

گویش مازنی

/vaafi/

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: vāfi) (عربی) به اندازه لازم و مورد نیاز ، کافی ؛ بسیار ؛ (در قدیم) کامل ، تمام ؛ لایق ، شایسته ؛ وفادار، با وفا .

اسم: وافی (پسر) (عربی) (تلفظ: vāfi) (فارسی: وافي) (انگلیسی: vafi) معنی: لایق، شایسته، وفادار، با وفا، به اندازه لازم و مورد نیاز، کافی، بسیار، ( در قدیم ) کامل، تمام، ( اَعلام ) وافی با لوفیات: فرهنگ عربی از صَفَدی، در زندگینامه ی بزرگان، وفا کننده...

مترادف و متضاد

باوفا

باکفایت، سزاوار، لایق

بس، بسنده، فراوان، کافی، مستوفا، مشبع، مکفی

۱. بس، بسنده، فراوان، کافی، مستوفا، مشبع، مکفی
۲. باکفایت، سزاوار، لایق
۳. باوفا


کلمات مرتبط

  • وافی بالوفیات
  • وافی سمرقندی الله قلی
  • وافی اصفهانی
  • وافی الحسب
  • وافی اﷲآبادی
  • وافی اﷲابادی
  • وافی تبریزی
  • وافی حیدرآبادی
  • وافی حیدرابادی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات