معانی کلمه : وازنش
لغت نامه دهخدا
وازنش. [ زَ ن ِ ] ( اِمص مرکب ) عمل دفع و پس زدن. ( از واژه های فرهنگستان ). رجوع به وازدن شود.
فرهنگ عمید
دفع#NAME?
= دفع
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱حالت تهوع – استفراغ ۲انبوهی ازدحام ۳کنار نهادن
/vaaznesh/ حالت تهوع – استفراغ - انبوهی ازدحام ۳کنار نهادن
فرهنگستان زبان و ادب
{rejection} [پزشکی] عکس العمل ایمنی شناختی بدن به ناسازگاری عضو پیوندشده
