Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وارد شدن

تلفظ بین المللی : /vˈɑred ʃˈodan/ تلفظ :‌ [v'ARed S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • وارد شدن جایی
  • بدون حق وارد شدن
  • بزور وارد شدن
  • جزو زبانی وارد شدن
  • سرزده وارد شدن
  • ناخوانده وارد شدن
  • وارد جزئیات شدن
  • وارد عمل شدن
  • شک وارد شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

وارد شدن. [ رِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) رسیدن. ( ناظم الاطباء ). واصل شدن. اندرآمدن. درآمدن. ورود کردن. فروشدن. داخل گشتن. ( از یادداشتهای مؤلف ). داخل شدن. || مطلع شدن. || فرود آمدن. وارد آمدن ضربه و جز آن.

فرهنگ معین

( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) ۱ - رسیدن . ۲ - (عا. ) ماهر شدن ، اُستاد شدن .

مترادف و متضاد

arrive (فعل)
رسیدن، وارد شدن، در رسیدن

enter (فعل)
بدست اوردن، وارد شدن، در امدن، ثبت کردن، نام نویسی کردن، داخل شدن، قدم نهادن در، داخل عضویت شدن، پا گذاشتن، تو آمدن، تو رفتن

واژه نامه بختیاریکا

دِرَوُدِن؛ دِروَیدِن

کلمات مرتبط

  • وارد شدن جایی
  • بدون حق وارد شدن
  • بزور وارد شدن
  • جزو زبانی وارد شدن
  • سرزده وارد شدن
  • ناخوانده وارد شدن
  • وارد جزئیات شدن
  • وارد عمل شدن
  • شک وارد شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات