وارد. [ رِ ] (اِخ ) (شیخ محمدی ...) زادگاهش پتیاله ٔ هند و شاعری تیزفهم و نکته سنج بود و خواهرزاده ٔ نورالعین واقف است و در جوانی درگذشت . این ابیات از اوست : در چمن دوش بیاد تو قیامت میکرد ناله ٔ بلبل و فریاد من و زاری دل . گر بمن دشمن جانی است دلم چه کنم یار فلانی است دلم .
(از تذکره ٔ صبح گلشن ).
وارد. [ رِ ] ( ع ص ، اِ ) ...
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] مطّلع، آگاه، باتجربه. ۲. [مجاز] ویژگی چیزی که قابل قبول است، به ویژه اعتراض، انتقاد، و مانند آن: ایراد شما وارد نیست. ۳. (صفت، اسم ) [مجاز] مهمان. ۴. [مقابلِ صادر] [قدیمی] داخل شونده، درآینده. ۵. (اسم ) (تصوف ) نوعی آگاهی که بدون تفکر در دل سالک ایجاد می شود، آنچه بر دل صوفی خطور می کند.
فرهنگ معین
(رِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - در آینده ، داخل شونده . ۲ - (عا. ) ماهر، چیره دست . ۳ - به جا، به مورد.
دانشنامه آزاد فارسی
وارِداصطلاحی عرفانی. دو معنایِ نزدیک به هم دارد: الف) هر خاطر بسط آمیز و فرح انگیزی که بر قلب سالک وارد شود، اما خود در مقدّمات حصول آن نقشی نداشته باشد. بدین ترتیب، تمامی فتوحاتِ سالکان بر دو قسم می شود: آنچه سالک مقّدمۀ سلوکیّه ای برای پیدایش آن فراهم آورده، و آنچه از باب لطف و رحمت محض، در قلب او پدید آمده است. این قسم دوم را به اصطلاح، «وارد» می خوانند. بدیهی است که این چنین واردی، فقط هنگامی ...
دانشنامه عمومی
وارد (آرکانزاس). وارد (آرکانزاس) (به انگلیسی: Ward, Arkansas) یک شهر در ایالات متحده آمریکا با جمعیت ۴٬۰۰۰ نفر است که در آرکانزاس واقع شده است.فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکاموقعیت جغرافیایی شهرها و مناطق اطراف به شرح زیر است:wiki: وارد (آرکانزاس)...