واجب الوجود. [ ج ِ بُل ْ وُ ] ( ع ص مرکب ) آنکه ذات او مقتضی وجود او باشد چنانچه ذات باری تعالی که ذات او در وجود محتاج غیر نیست. ( غیاث ) ( آنندراج ). گرور فرتاش . ( ناظم الاطباء ) ( برهان ). شایسته بود که خدای تعالی باشد. ( ناظم الاطباء ). کسی که وجودش از ذات او باشد و احتیاج به چیزی نداشته باشد. ( از تعریفات جرجانی ). واجب الوجود نفس وجود است و واجب بغیره عارض بر وجود و زاید بر ماهیت است. ( حکم...
فرهنگ عمید
ویژگی آن که وجودش به ذات خودِ اوست و محتاج غیر نیست، خدای یگانه، بایابود، بایسته بود، واجب.
دانشنامه آزاد فارسی
واجِبُ الوجودموجود قائم به ذات که وجودش ذاتاً ضروری باشد. در فلسفه موجود را به واجب و ممکن تقسیم می کنند. واجب الوجود به وجودی اطلاق می شود که خودبه خود وجود داشته و موجودیت آن، مستقل و بی نیاز از دیگری است. اما ممکن الوجود موجودی است که خودبه خود وجود ندارد و تحقق آن منوط به موجود دیگری است که از آن به علت وجودی تعبیر می شود. بنابراین، هر ممکن الوجودی، معلول است اما واجب الوجود معلول نیست و علت ن...
دانشنامه عمومی
واجب الوجود یا به اختصار واجب در فلسفه و کلام؛ یکی از دو حالتی است که از بررسی هستی هر موجودی می توان آن را به موجود مورد بحث نسبت داد. یعنی می توان گفت بودن آن موجود، واجب (یا ممکن الوجود) است.همچنین یکی از حالاتی است که یک مفهوم ذهنی از نظر امکانِ در خارج از ذهن بودن می تواند داشته باشد.یعنی می توان گفت که بودن یک مفهوم ذهنی به خصوص، واجب یا ممکن یا ممتنع است.موجود شدنش در عالم واقع، محال است، ک...
مترادف و متضاد
self-existent(صفت)
واجب الوجود
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] منظور از وجوب در اصطلاح «واجب الوجود»، ضرورت ثبوت وجود است.توضیح این که در علم منطق بیان شده است؛ هر قضیه ای متشکل از موضوع، محمول و نسبت است. مثلا وقتی می گوییم حسن ایستاده است؛ «حسن» موضوع و «ایستاده» محمول است؛ اما نسبت، همان اتحاد موضوع (حسن) و محمول (ایستاده) است؛ به تعبیر دیگر ثبوت محمول (ایستاده بودن) برای موضوع (حسن) است.انواع نسبت از دیدگاه منطقیوننسبت از نظر منطقیون به گونه ها...