واج. ( اِ ) گفتار و کلام و سخن. ( ناظم الاطباء ). || پرسش ، ابی واجی ؛ از من میپرسی : ابی واجی چرا بی نام و ننگی کسی کش عاشقه چش نام و چش ننگ ؟باباطاهر( از انجمن آرا ) و ( آنندراج ). || واج ، امر به گفتن باشد یعنی بگو. ( برهان ) ( جهانگیری ). || ( ص ) بی نهایت گرسنه. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || گیج. حیران و ویج. هاج و واج. هاژ و واج : اگر همسایگان چیزی ندانندغریبم واج و مسکین ره کدام است ؟در ...
فرهنگ عمید
۱. (زبان شناسی ) کوچکترین جزء زبان که باعث تمایز معنی می شود. ۲. [قدیمی] کلمه. ۳. [قدیمی] دعایی که زردشتیان در سر خوان طعام می خوانند. ۴. [قدیمی] زمزمه.
فرهنگ معین
(ص .) گیج ، حیران .
[ په . ] (اِ.) 1 - گفتار، کلام ، سخن . 2 - واچ ؛ دعا و وردی که زرتشتیان هنگام مراسم مذهبی می خوانند.
(ص . ) گیج ، حیران . [ په . ] (اِ. ) ۱ - گفتار، کلام ، سخن . ۲ - واچ ، دعا و وردی که زرتشتیان هنگام مراسم مذهبی می خوانند.
دانشنامه آزاد فارسی
واج (Phoneme)کوچک ترین واحد آوایی زبان که تمایز معنایی ایجاد می کند. واج ها به صامت (بی صدا، همخوان) و مصوِّت (باصدا، صدادار، واکه) تقسیم می شود. در زبان فارسی، ۲۳ صامت و شش مصوت وجود دارد. مثلاً، در واژۀ «کتاب»، سه واج صامتِ b, t, k و دو واج مصوتِ e، â وجود دارد.wikijoo: واج...
دانشنامه عمومی
مَثَل
واج در زبان شناسی کوچک ترین جزء مشخص کلام است و جایگزینی آن با واجی دیگر تفاوت معنایی ایجاد می کند. واج ها کوچک ترین واحدهایِ آوایی مستقلی هستند که به کمک آن ها تکواژها ساخته می شوند (یک یا چند تکواژ تشکیلِ یک واژه می دهند). مثلاً واژهٔ «ما» از دو واجِ /م/ (/m/) و /ا/ (/ɒ/) تشکیل شده است.واکه ها: /-َ/، /-ِ/، /-ُ و و/، /آ/، /ای/، /و و او/همخوان ها: /ء و ع/، /ب/، /پ/، /ت و ط/، /ث، س و ص/...