کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه وابسته-کردن | کلماتور
معنی کلمه : وابسته کردن
تلفظ بین المللی :
/vˈɑbastˌeː kˈardan/
تلفظ :
[v'Abast,e: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
وابسته به ایجاد کردن یا زدن
وابسته به نفوذ کردن
وابشت کردن
وابسته
وابسته ب انسان شناسی
وابسته ب رنگ نگاری
وابسته ب زیر سطح
وابسته ب شاهرگ
وابسته ب عرض جغرافیایی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
associate
(فعل)
پیوستن، امیزش کردن، مربوط ساختن، شریک کردن، مصاحبت کردن، وابسته کردن، همدم شدن، معاشرت کردن
کلمات مرتبط
وابسته به ایجاد کردن یا زدن
وابسته به نفوذ کردن
وابشت کردن
وابسته
وابسته ب انسان شناسی
وابسته ب رنگ نگاری
وابسته ب زیر سطح
وابسته ب شاهرگ
وابسته ب عرض جغرافیایی
نظرات