هوس . [ هََ وِ ] (ع ص ) گشن تیزشهوت . (منتهی الارب ).
هوس . (اِخ ) ژان . از روحانیان چک ، متولد 1368 و محروق در 1415 م . رجوع به ژان هوس شود.
۱. خواهش نفس؛ مرادف هوا.
۲. نوعی جنون؛ دیوانگی؛ سبکی عقل.
〈 هوس کردن: (مصدر لازم و مصدر متعدی) به چیزی میل پیدا کردن؛ آرزومند چیزی شدن.
۱جدا ۲دور
شهوت، میل، هوی
اشتیاق، تمایل، خواهش، رغبت، سودا، شوق، مطمع، میل
۱. شهوت، میل، هوی
۲. اشتیاق، تمایل، خواهش، رغبت، سودا، شوق، مطمع، میل