هواجس. [ هََ ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِهاجس. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). وساوس. وسوسه ها.( یادداشت بخط مؤلف ). خطرات شیطانی که در دل گذرند و این ج ِ هاجسة است به معنی چیزی که در دل گذرد. ( غیاث ) : وساوس و هواجس بر دماغ و دلش مستولی شد. ( سندبادنامه ). هواجس آن وحشت و وساوس آن محنت مسامر نجوم و مساور رجوم بودم. ( ترجمه تاریخ یمینی ).