همکاری. [ هََ ] ( حامص مرکب ) هم پیشگی. || شرکت در کاری. ( آنندراج ) : از هم آرایشی و همکاری هر یکی را دگر کند یاری.
نظامی.
|| رقابت : یک دم از رشک تو آرام ندارد خورشید هیچ دردی بتر از غیرت همکاری نیست.
صائب.
فرهنگ عمید
با هم کار کردن، به یکدیگر کمک کردن در کاری، هم پیشگی و شرکت در کاری.
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص . ) ۱ - هم شغلی . ۲ - شرکت با دیگری در کاری و شغلی .
دانشنامه عمومی
واژه همکاری cooperation را نخستین بار رابرت اوون انگلیسی در مقابل واژه رقابت Competition به کار برد. سپس صاحب نظران و مصلحان اجتماعی این کلمه را با مفاهیم و کارکردهای متفاوتی به کار بستند، تا جایی که مقوله نهضت همکاری Movment cooperation و حتی همکاری گرایی Cooperatisme در نظریه های اقتصادی – اجتماعی، جایگاه ویژه ای یافت .رابرت اوونکلودهانری سن سیمونفیلیپ بوشهویلیام کینگشارل فوریهلویی بلانفردریش وی...