کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه همنشینی | کلماتور
معانی کلمه : همنشینی
تلفظ بین المللی :
/hamneʃˈini/
تلفظ :
[hamneS'ini]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
همنشینی همراه با مراقبت
همنشینی با افراد پست
همنشینی با نیکان
ایمان و همنشینی با ابرار
رابطۀ هم نشینی
همنشین
هم نشینی
گویش همشینی
همنشین نمایان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
همنشینی .
[ هََ ن ِ ] (حامص مرکب ) هم نشینی . همنشین شدن . با کسی نشستن
:
پای درکش ز همنشینی شان
دیده بردوز تا نبینی شان .
سنائی .
-
همنشینی کردن
؛ با کسی همنشین و دوست شدن . مجالسه . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. قرین بودن؛ همراه بودن.
۲. مصاحبت؛ همنشستی.
مترادف و متضاد
حشر، خلط، صحبت، مجالست، مصاحبت، معاشرت، همدمی
کلمات مرتبط
همنشینی همراه با مراقبت
همنشینی با افراد پست
همنشینی با نیکان
ایمان و همنشینی با ابرار
رابطۀ هم نشینی
همنشین
هم نشینی
گویش همشینی
همنشین نمایان
نظرات