معانی کلمه : همشیره
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کسی که با دیگری از یک پستان شیر خورده باشد.
۲. [مجاز] خواهر: ◻︎ غلامانی همه کاری به بزم و رزم شایسته / همه چون شید در مجلس همه چون شیر در میدان ـ همه با تیر همرخت و همه با نیزه همخوابه / همه با شیر همشیره همه با پیل همدندان (مسعودسعد: ۳۶۴).
فرهنگ معین
( ~. رِ ) (اِ. ) خواهر.
دانشنامه عمومی
همشیره (فسیل). همشیره (فسیل) (نام علمی: Homogalax) نام یک سرده از راسته تک سم سانان است.
wiki: همشیره (فسیل)
مترادف و متضاد
آباجی، باجی، خواهر، دده، شاباجی
sister (اسم)
دختر، پرستار، خواهر، همشیره، دختر تارک دنیا
