هم دلی. [ هََ دِ ] ( حامص مرکب ) وفاق. یکدلی. ( یادداشت مؤلف ) : جاهل ار با تو نماید هم دلی عاقبت زخمت زند از جاهلی.
مولوی.
پس زبان محرمی خود دیگر است هم دلی از هم زبانی بهتر است.
مولوی.
دانشنامه آزاد فارسی
هَمدِلی (empathy)حالتی از همنوایی عاطفی یا معرفتی با شخص دیگر به خصوص از طریق فهم احوال درونی او. همدلی ممکن است موجب همدردیشود اماضرورتاً چنین نیست. دربارۀ نقش همدلی در فهم ما از اشخاص دیگر و نیز در واکنش های اخلاقی ما بسیار بحث شده است. همدلی در معنای عام تر به حالتی گفته می شود که شماری از تجربه های زیبایی شناختیِ انگیخته شده در ما را سبب می شود، بدان سان که ما خود را جزیی از موضوع احساس کنیم، ...
دانشنامه عمومی
همدلی یا هم احساسی درک احساس و فهم تجربهٔ حسی دیگران با توانایی دید از نگاه آن ها و قراردادن خود در جایگاه آن ها است.در سال ۱۹۰۹ روانشناس ادوارد تیچنر واژهٔ آلمانی Einfükmtor_omniung با ریشهٔ یونانی εν (به درون) و πάθος (شوق و درد) را به امپاتی (به انگلیسی: Empathy) برگرداند.داپره المعارف روانشناسی مثبت گرا (the-encyclopedia-of-positive-psychology ) همدلی را به عنوان توانایی تشخیص و یا تجربه غیرم...