کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه همدستی-کردن | کلماتور
معنی کلمه : همدستی کردن
تلفظ بین المللی :
/hamdˈasti kˈardan/
تلفظ :
[hamd'asti k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
همدستی و یاری کردن
همدست کردن
همدردی یا همفکری کردن
همزیستی کردن
از هستی ساقط کردن
همدلی کردن
همدستی
همدستی درجرم
همدستی با دشمن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
help (فعل)کمک کردن، یاری کردن، مساعدت کردن، سودمند واقع شدن، همدستی کردن، مدد رساندن، بهتر کردن، پاره کردنcollaborate (فعل)همدستی کردن، باهم کار کردن، تشریک مساعی کردنcooperate (فعل)همدستی کردن، باهم کار کردن، تشریک مساعی کردن، همیاری کردن، اشتراک مساعی کردن، تعاون کردن...
کلمات مرتبط
همدستی و یاری کردن
همدست کردن
همدردی یا همفکری کردن
همزیستی کردن
از هستی ساقط کردن
همدلی کردن
همدستی
همدستی درجرم
همدستی با دشمن
نظرات