( هم آورد ) هم آورد. [ هََ وَ ] ( ص مرکب ) چون دو کس با هم جنگ کنند هر یک مرد دیگری را هم آورد باشد یعنی همتا وهم کوشش. ( برهان ). آورد به معنی جنگ است : هم آورد را دید گردآفریدکه بر سان آتش همی بردمید.فردوسی.چه سازیم و درمان این درد چیست به ایران هم آورد این مرد کیست ؟فردوسی.نشست از بر پشت پیل سپیدهم آوردش از بخت شد ناامید.فردوسی.کس این پهلوان را هم آورد نیست همه لشکر او را یکی مرد نیست.اسدی.هم آ...
فرهنگ عمید
حریف، هم نبرد، نسبت دو نفر با هم که با یکدیگر نبرد کنند، هماویز.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص . ) حریف ، رقیب .
دانشنامه عمومی
هماورد، آنتاگونیست، شخصیت مقابل قهرمان، حریف یا ضدقهرمان (برگرفته از واژه یونانی antagonistēs به معنیِ رقیب) شخصیتی در نمایش است که بیش از همه می خواهد قهرمان را از رسیدن به اهداف و آرزوی اش بازدارد.حماسهداستانافسانهساخت و وجود ضدقهرمان برای ایجاد، پرداخت و پیشبردن یک داستان از نوع حماسی لازم و ضروری است. ضدقهرمان ممکن است وجودش مانعی ذاتی بر سر راه قهرمان اصلی داستان باشد و لزوماً به طور عمدی با ...
مترادف و متضاد
حریف، رقیب، معارض، هماور، همزور
rival (صفت)شبیه، نظیر، هماورد، هم چشمsupplement (اسم)ضمیمه، الحاق، هم اورد، لاحقه، متمم، مکمل، زاویه مکمل، پس اوردadversary (اسم)مدعی، دشمن، مخالف، رقیب، حریف، خصم، عدو، هم اورد، ضد، مبارزantagonist (اسم)دشمن، مخالف، رقیب، خصم، عدو، هم اورد، ضدcompetitor (اسم)رقیب، حریف، هم اورد، هم کار، سبقت جوcorrival (اسم)رقیب، هم اورد...