کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه هم-گذاردن | کلماتور
معنی کلمه : هم گذاردن
تلفظ بین المللی :
/hˈam ɡˌozɑrˈadan/
تلفظ :
[h'am g,ozAR'adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
باز هم گذاردن
پهلوی هم گذاردن
هم
هم آهنگی
هم اثر
هم اراسته کردن
هم اراستگی
هم ارزی
هم اسم
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
assemble
(فعل)
جفت کردن، انباشتن، متراکم کردن، گرد امدن، جمع شدن، گرد اوردن، سوار کردن، فراهم اوردن، هم گذاردن، انجمن کردن
کلمات مرتبط
باز هم گذاردن
پهلوی هم گذاردن
هم
هم آهنگی
هم اثر
هم اراسته کردن
هم اراستگی
هم ارزی
هم اسم
نظرات