هم کاسه. [ هََ س َ / س ِ ] ( ص مرکب ) هم خور. اکیل. کسی که با آدمی در یک کاسه غذا خورد. ( یادداشت مؤلف ) : من و سایه هم زانو و هم نشینی من و ناله هم کاسه و هم رضاعی.خاقانی.بگو با میر کاندر پوست ، سگ داری و هم جیفه سگ ار بیرون در گردد تو هم کاسه مگردانش.خاقانی. || به کنایه ، قرین و نزدیک و یار و همدم : مرد را از اجل بود تاسه مرگ با بددل است هم کاسه.سنائی.یار هم کاسه هست بسیاری لیک هم کیسه کم بود ب...