کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه هم-اهنگی | کلماتور
معانی کلمه : هم اهنگی
تلفظ بین المللی :
/hˈam ˈaːhneɡˌi/
تلفظ :
[h'am 'a:hneg,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
هم آهنگی
هم اهنگی قسمت های مختلف
هم آهنگی کردن
عدم هم اهنگی داشتن
نغمه سرایان هم اهنگ
هم اهنگ شدن
هم اهنگ کردن
هم اهنگسازی
هم آهنگ
لغت نامه دهخدا
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
( هم آهنگی )
هم آهنگی. [ هََ هََ ] ( حامص مرکب ) هم قصدی. همراهی. موافقت. ( یادداشت مؤلف ) :
در آن پرده که شیرین ساختی ساز
هم آهنگیش کردی شه به آواز.
نظامی.
رجوع به هم آهنگ شود.
دانشنامه عمومی
هماهنگی می تواند به موارد زیر اشاره کند:
هماهنگی واکه ای
هماهنگی (موسیقی)
wiki:
هم اهنگی
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
accord (اسم)اصلاح کردن، توافق، پیمان، سازش، موافقت، مصالحه، اشتی دادن، دلخواه، طیب خاطر، قرار، پیمان غیر رسمی بین المللی، متفق بودن، نهاد، هم اهنگیharmony (اسم)تطبیق، همسازی، هم اهنگی، ساز، توازن، هارمونیcoordination (اسم)هم اهنگی، تناسب، هم پایگی، موزونیcadence (اسم)هم اهنگی، اهنگ، وزن، افولconsonance (اسم)هم اهنگی، هم صدایی، توافق صداconcert (اسم)هم اهنگی، کنسرت، ساز واواز، انجمن ساز واوازunison...
فرهنگستان زبان و ادب
{harmony, harmonie (fr. )} [عمومی] سازگاری اجزا با یکدیگر
کلمات مرتبط
هم آهنگی
هم اهنگی قسمت های مختلف
هم آهنگی کردن
عدم هم اهنگی داشتن
نغمه سرایان هم اهنگ
هم اهنگ شدن
هم اهنگ کردن
هم اهنگسازی
هم آهنگ
نظرات