Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هستی

تلفظ بین المللی : /hˈasti/ تلفظ :‌ [h'asti]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • هستی جسمانی
  • هستی شناسی
  • هستی گرایی
  • هستی بخش
  • هستی آزاد
  • هستی ازاد
  • هستی جاودانه
  • هستی دوروزه
  • هستی صرف
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

هستی. [ هََ ] ( حامص ، اِ ) وجود. بودن. بود. حیات. زندگی. ( یادداشت به خط مؤلف ) : خداوند هستی و هم راستی نخواهد ز تو کژّی و کاستی.فردوسی.از اوی است پیدا مکان و زمان پی مور بر هستی او نشان.فردوسی.به هستی یزدان گوایی دهندروان تو را آشنایی دهند.فردوسی.اگر خویشتن را شناسی درست به هستیش هستو شوی از نخست.اسدی.به هستی یزدان سراسر گواست گوایان خاموش ، گوینده راست.اسدی.ز گوهر دان نه از هستی فزونی اندر ای...

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ نیستی] وجود.
۲. زندگی.
۳. [مجاز] دارایی، سرمایه.
۴. [مجاز] جهان.
۵. [قدیمی، مجاز] خودبینی.

فرهنگ معین

(هَ ) (حامص . ) ۱ - وجود. ۲ - دارایی ، ثروت .

دانشنامه عمومی

هَستی عموماً آنچه در نظر گرفته می شود که به طور عینی مستقل از حضور شی وجود داشته باشد.الف) ضرورت ایجاب (۲-واجب الوجود):یعنی همیشه باید وجود بر این مفهوم حمل شود. مثلاً در مورد مثال بالا خداوند باید موجود باشد به ضرورت عقل و حقیقت دنیای خارج. در واجب الوجود، وجود برای آن موجود باید مستقل باشد و آن موجود برای موجود بودن نباید نیازی به غیر (علت) داشته باشد و باید همیشه موجود باشد؛ و خود علت وجود دیگر...

گویش مازنی

۱مال – دارایی ۲جان ۳زندگی

/hasti/ مال – دارایی - جان ۳زندگی

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: hasti) وجود در مقابل نیستی ؛ زندگی ، زندگانی ؛ (به مجاز) همه دارایی . مایملک ؛ (به مجاز) جهان ، عالم وجود .

اسم: هستی (دختر) (فارسی) (تلفظ: hasti) (فارسی: هَستي) (انگلیسی: hasti)
معنی: وجود، زندگی، جهان، دارایی، وجود در مقابل نیستی، زندگانی، ( به مجاز ) همه ی دارایی، مایملک، عالم وجود، ( به مجاز ) همه دارایی مایملک

مترادف و متضاد

ثروت، دولت، مال، مکنت، نوا

بود، زندگی، کاینات، وجود ≠ نیستی

۱. بود، زندگی، کاینات، وجود
۲. ثروت، دولت، مال، مکنت، نوا، ≠ نیستی

being (اسم)جوهر، شخصیت، وجود، هستی، موجود زنده، فرتاش، افریدهreality (اسم)معنی، حقیقت، واقعیت، هستی، اصلیت، اصالت وجودobjectivity (اسم)واقعیت، هستی، مادیت، عینی بودن، بیطرفی و بی نظریessence (اسم)خلاصه، معنی، فروهر، وجود، هستی، عمده، خمیره، اسانس، ذ...

واژه نامه بختیاریکا

پِچِک؛ نِتار

کلمات مرتبط

  • هستی جسمانی
  • هستی شناسی
  • هستی گرایی
  • هستی بخش
  • هستی آزاد
  • هستی ازاد
  • هستی جاودانه
  • هستی دوروزه
  • هستی صرف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات