کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه هست-و-بود | کلماتور
معنی کلمه : هست و بود
تلفظ بین المللی :
/hˈast vˈa bˈuːd/
تلفظ :
[h'ast v'a b'u:d]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
هست و بود کردن
خرج هست و بود
یادت هست وقتی بچه بودی، از درخت بالا میرفتی و لانه پرندگان را خراب میکردی؟
هست و نیست
هست و هلنگ
هست و پوست
هست و استا
رابطه بایدها و هست ها
مساله باید و هست
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
هست و بود. [ هََ ت ُ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) حاصل. محصول. حاصل امساله نسبت به محصول سالهای پیشین. ( ناظم الاطباء ). || جمعبندی. ( ناظم الاطباء ).
- هست وبود کردن . رجوع به هست بود و هست وبود کردن شود.
کلمات مرتبط
هست و بود کردن
خرج هست و بود
یادت هست وقتی بچه بودی، از درخت بالا میرفتی و لانه پرندگان را خراب میکردی؟
هست و نیست
هست و هلنگ
هست و پوست
هست و استا
رابطه بایدها و هست ها
مساله باید و هست
نظرات