هزینه. [ هََ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) بر وزن و معنی خزینه باشد. ( برهان ). به این معنی ظاهراً مبدل خزینه و ممال خِزانه عربی است. ( از حاشیه برهان چ معین ) : اگر دیگران هزینه مال کنند تو خزینه اعمال کن... ( ملا حسین واعظ از حاشیه برهان چ معین ). || به معنی خرج هم هست که نقیض دخل باشد. ( برهان ) : چهارهزار درم حاصل کرد بیرون از هزینه و ضیعتی نیکو. ( تاریخ بیهقی ). و چهارهزار درم دیگر او را ده تا در وجه هز...
فرهنگ عمید
۱. خرج. ۲. آنچه در ازای رسیدن به مطلوبی تحمل می شود یا از دست می رود.
فرهنگ معین
(هَ نِ ) (اِ. ) خرج .
دانشنامه عمومی
هزینه شامل بهای اشیا یا خدماتی است که برای تحصیل درآمد مورد نیاز می باشد. به عنوان مثال: هزینه حقوق کارمندان، آب، برق، تلفن، درج آگهی در روزنامه، هزینه استهلاک اثاثه و ساختمان همگی بخشی از هزینه های یک موسسه می باشند.خرید بسیاری از اقلام دارایی مانند خرید ساختمان و اثاثه هزینه محسوب نمی گردد.واریز بدهی و پرداخت وجه به طلبکاران هزینه محسوب نمی گردد.برداشت نقدی صاحب موسسه از صندوق جزء هزینه جاری موس...
{charge} [حمل ونقل دریایی] مبلغی که برای حمل کالا و خدمات مربوط به آن پرداخت می شود {cost} [مدیریت-مدیریت پروژه] ارزش پولی یا بهای انجام فعالیت ها و خرید تجهیزات و نصب تأسیسات پروژه