هرماس .[ هَِ ] (اِخ ) جایی است در معره . (معجم البلدان ).
هرماس . [ هَِ ] (اِخ ) نام نهر نصیبین . (از معجم البلدان ).
۱. شیر درنده.
۲. بچۀ پلنگ.
= اهریمن: ◻︎ از ره نام همچو یکدگرند / سوی بیعقل هرمس و هرماس (ناصرخسرو: ۴۳۸).
(هُ یا هَ) (اِ.) اهریمن ، شیطان .
(هِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - شیر سخت خونخوار. 2 - بچه پلنگ .
۱. ابلیس، اهریمن، شیطان،
۲. اسد، شیر