هراکل . [ هَُ ک ِ ] (ع ص ) آکنده اندام از شتر و مردم . (منتهی الارب ). شتر یا مرد جسیم ضخم . (از اقرب الموارد).
هراکل . [ هَِ ] (اِخ ) پهلوان داستانهای یونانی است که به عقیده ٔ یونانیهای قدیم پس از مرگ نیم خدا گردید. (از ایران باستان پیرنیا حاشیه ٔ ص 581). هراکلس . هرکول . رجوع به هراکلس و هرکول شود....