معانی کلمه : هدیر
لغت نامه دهخدا
هدیر. [ هََ ] ( ع اِ ) بانگ شتر و کبوتر. ( منتهی الارب ). بانگ کبوتر. بغبغو. ( یادداشت به خط مؤلف ). || ( مص ) بانگ کردن شتر بی شقشقه.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). بانگ کردن شتر گشن. ( تاج المصادر بیهقی ). || نیک دراز گردیدن گیاه و انبوه تمام شدن آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || جوشیدن شراب. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ عمید
۱. بانگ شتر.
۲. آواز کبوتر.
۲. آواز کبوتر.
فرهنگ معین
(هَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) بانگ کردن شتر در وقت مستی . ۲ - (اِ. ) آواز کبوتر.
فرهنگ اسم ها
اسم: هدیر (دختر) (عربی) (تلفظ: hadir) (فارسی: هَدیر) (انگلیسی: hadir)
معنی: آواز کبوتر، صدای رعد و برق، تکرار صدا در حنجره، بانگ کردن شتر، بانگ شتر
معنی: آواز کبوتر، صدای رعد و برق، تکرار صدا در حنجره، بانگ کردن شتر، بانگ شتر
