کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه هدایت-کردن | کلماتور
معنی کلمه : هدایت کردن
تلفظ بین المللی :
/hedˈɑjat kˈardan/
تلفظ :
[hed'Ajat k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دوباره تربیت و هدایت کردن
را هدایت کردن
سواره نظام را هدایت کردن
کسی را اگاه و هدایت کردن
با واژه های دیگری بیان کردن
بقسمت های جزء تقسیم کردن
تقسیم به بخش های جزء کردن
وهوی های کردن
هارت وپورت یا هارت وهورت کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
conduct (فعل)بردن، اداره کردن، عمل اوردن، هدایت کردنlead (فعل)بردن، سوق دادن، رهبری کردن، راهنمایی کردن، هدایت کردن، سرب پوش کردن، با سرب اندودن، بران داشتنdirect (فعل)سوق دادن، قراول رفتن، دستور دادن، اداره کردن، نظارت کردن، عطف کردن، متوجه ساختن، امر کردن، هدایت کردن، معطوف داشتنrede (فعل)هدایت کردن، حدس زدنsteer (فعل)بردن، اداره کردن، راهنمایی کردن، هدایت کردن، راندنnavigate (فعل)هدایت کردن، کش...
کلمات مرتبط
دوباره تربیت و هدایت کردن
را هدایت کردن
سواره نظام را هدایت کردن
کسی را اگاه و هدایت کردن
با واژه های دیگری بیان کردن
بقسمت های جزء تقسیم کردن
تقسیم به بخش های جزء کردن
وهوی های کردن
هارت وپورت یا هارت وهورت کردن
نظرات