هتک . [ هََ ] (ع اِ) کفج نباتی است . (مهذب الاسماء).
هتک . [ هََ ت ِ ] (ع اِ) حقارت و خفت . || سوء ادب . (ناظم الاطباء) .
هتک . [ هََ ت ِ ] (ع ص ) ثوب هتک ؛ جامه ٔ پاره پاره و چاک خورده . (اقرب الموارد).
(هُ تَ) (اِ.) (عا.) سوت ، صفیر.
(هَ) [ ع . ] (اِمص .) پرده دری ، رسوایی .
(هَ تَ) (اِ) (عا.) کون ، مقعد. ؛ ~ کسی پاره شدن (کن .) کونش پاره و دریده شدن . دچار کارهای طاقت فرسا شدن وی . ؛ ~کسی را پاره کردن (کن .) الف - کون را دریدن . ب - از وی کارهای طاقت فرسا کشیدن .
چنگک و حلقه ی چوبی که به ریسمان بندند
پردهدری
افتضاح، رسوایی
بیعفتی، بیناموسی
رسواسازی، مفتضحسازی
استخفاف، بیاحترامی، بیحرمتی
۱. پردهدری
۲. رسواسازی، مفتضحسازی
۳. افتضاح، رسوایی
۴. بیعفتی، بیناموسی،
۵. استخفاف، بیاحترامی، بیحرمتی
ناسزا، دشنام