Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ هباءه

تلفظ بین المللی : /habˈɑʔh/ تلفظ :‌ [hab'A?h]
لغت نامه دهخدا
  • هباء
  • هداءه
  • هذاءه
  • هباء منثور گردید
  • هباء منثور گردیدن
  • هباء منثورا
  • هباء منثورا شدن
  • هراءه
  • هباشه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

هباءة. [ هََ ءَ ] (ع اِ) قطعه ای از گرد و غبار.قطعة من الهباء. (اقرب الموارد). رجوع به هباء شود.

هباءة. [ هََ ءَ ] (اِخ ) زمینی است مر غطفان را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زمینی است به بلاد غطفان . (اقرب الموارد) (معجم البلدان ).

هباءة. [ هََ ءَ ] (اِخ ) نام دهانه های چاه های بسیاری است به زمین هباءة که ته این ...

کلمات مرتبط

  • هباء
  • هداءه
  • هذاءه
  • هباء منثور گردید
  • هباء منثور گردیدن
  • هباء منثورا
  • هباء منثورا شدن
  • هراءه
  • هباشه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات