های و هوی. [ ی ُ ] ( ترکیب عطفی ، اِ صوت مرکب )های هوی. هایاهوی. شور و غوغای اهل طرب : خوشا هایی ز حق وز بنده هویی میان بنده و حق های و هویی.عطار. || غوغا. فریاد. ندبه و زاری. ( برهان ) : سپه داغ دل شاه با های و هوی سوی باغ ایرج نهادند روی.فردوسی.بکندند موی و شخودند روی از ایران برآمد یکی های و هوی.فردوسی.بزد کوس و سوی ره آورد روی جهان شد پر از لشکر و های و هوی.فردوسی.چو دارا چنان دید برگاشت روی گ...
فرهنگ معین
(یُ ) (اِ. ) ۱ - شور و غوغا، هیاهو. ۲ - ناله و افغان در مصیبت و ماتم .