هادوری. ( ص ، اِ ) نوعی از گدایان باشند در نهایت سماجت. ( برهان ). نوعی از گدای مبرم که به در خانه ها می رفتند و به اصرار چیزی می خواستند. حکیم سنایی گفته : دعوی دِه کنند ولیکن چو بنگری هادوریان کوی و گدایان برزنند. اثیر اخسیکتی گفته : معیشتی نه که با عزت و قناعت آن بهر دری نروم چون گدای هادوری.( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ نظام )....
فرهنگ عمید
۱. گدای سمج که با اصرار چیزی می خواهد: معیشتی نه که با عزت قناعت آن / به هر دری نروم چون گدای هادوری (اثیرالدین اخسیکتی: مجمع الفرس: هادوری ). ۲. مردم بی سروپا و فرومایه.