معانی کلمه : نیکی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. خوبی.
۲. احسان، نیکوکاری.
۲. احسان، نیکوکاری.
فرهنگ معین
(حامص . ) خوبی ، احسان .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: niki) خوب بودن ، خوبی ، نیکوکاری ، احسان ؛(در قدیم) آسایش ، رفاه ، ثواب اُخروی .
اسم: نیکی (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: niki) (فارسی: نيکي) (انگلیسی: niki)
معنی: خیر، احسان، خوبی، نیکوکاری، ثواب، خوب بودن، ( در قدیم ) آسایش، رفاه، ثواب اخروی، ثواب اُخروی
معنی: خیر، احسان، خوبی، نیکوکاری، ثواب، خوب بودن، ( در قدیم ) آسایش، رفاه، ثواب اخروی، ثواب اُخروی
مترادف و متضاد
احسان، خوبی، خیر، نکویی، نیکویی ≠ بدی
