نیکوداشت. ( مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) نیکو داشتن. حسن مراقبت. حسن مواظبت. ( یادداشت مؤلف ) : اگر کسی بر چارپای ستم کند... سلطان باید که او را ادب کند و از پیغمبر علیه السلام خبر آمده است به نیکوداشت ایشان. ( ترجمه طبری بلعمی ). این پسر را از جامه و نیکوداشت جمالش یکی صد شد. ( نوروزنامه ).نکوش داشتم و شد نکو به نیکوداشت چنانکه درخور بوس آمد و سزای کنار.مختاری.عظمت سلطنت از نیکوداشت رعیت باشد. ( ر...