کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نیکو-خصال | کلماتور
معانی کلمه : نیکو خصال
تلفظ بین المللی :
/nˈikuː xasˈɑl/
تلفظ :
[n'iku: xas'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نکو خصال
نیک خصال
نیک خصالی
نیکوخصال
نیکوخصالی
نکوخصال
نیکوخصایل
نیکوخصلت
نیکوخصلتی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
نیکوخصال. [ خ ِ ] ( ص مرکب ) کسی که دارای خصلت های پسندیده باشد. ( ناظم الاطباء ). نکوخصلت :
چه نیکوخصال و چه نیکوفعالی
چه پاکیزه طبعی و پاکیزه رایی.
فرخی.
آزادطبع و پاک نهاد و مجرد است
نیکوخصال و نیک خوی است و موحد است.
منوچهری.
فرهنگ عمید
آن که دارای خصلت های خوب است، نیک خصال، خوش اخلاق.
مترادف و متضاد
well-conditioned
(صفت)
خوش خلق، دارای اخلاق نیکو، نیکو خصال، دارای صفات حسنه، مرتب و منظم
کلمات مرتبط
نکو خصال
نیک خصال
نیک خصالی
نیکوخصال
نیکوخصالی
نکوخصال
نیکوخصایل
نیکوخصلت
نیکوخصلتی
نظرات