نیوشا. ( نف ) شنوا. شنونده و فهم کننده و یادگیرنده. ( برهان قاطع ). درک کننده. ( ناظم الاطباء ). گوش دهنده. نغوشا. ( فرهنگ لغات شاهنامه ). نغوشاک. ( فرهنگ فارسی معین ) : به هر کار کوشا بباید بدن بدانش نیوشا بباید شدن.فردوسی.بدو گفت آنکس که کوشاتر است دو گوشش به دانش نیوشاتر است.فردوسی.به هستی یزدان نیوشاترم همیشه سوی داد کوشاترم.فردوسی.گوش تو نیوشای پند و اندرز مشفقان نیست. ( جهانگشای جوینی )....
فرهنگ عمید
نیوشیدن#NAME?
شنونده.
= نیوشیدن
فرهنگ معین
(نِ ) (ص فا. ) شنوا، درک کننده .
دانشنامه عمومی
نیوشا یک نام دخترانهٔ ایرانی است.نیوشا ریشه در پارسی باستان دارد و صفت فاعلی از مصدر «نیوشیدن». به معنی «شنوا و آگاه» است.فعل نیوشیدن در فارسی امروزی کمتر استفاده می شود و به جای آن، بیشتر، فعل مرکب گوش دادن (یا گوش کردن) به کار می رود. نیوشا را می توان به زبان ساده، حرف گوش کن و پندپذیر معنی کرد.نیوشاییان به پیروان مانی نیز گفته می شد.wiki: روسیه است. وی که از موفق ترین خوانندگان روسیه به شمار می...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: niyušā) (در قدیم) شنوا ، شنونده ؛ (به مجاز) یادگیرنده ، آموزنده .