کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نیمچه | کلماتور
معانی کلمه : نیمچه
تلفظ بین المللی :
/nˈimtʃe/
تلفظ :
[n'imtSe]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
رضا نامچه
روغن نیمه خشک شونده
زمان بندی نیمه هوشمند
شاره های نیمه شیمیایی
شاره های نیمه مصنوعی
سوزن نیمه خودکار
سیاهک نیمه آشکار
سنگ نیمه آتشفشانی
سنگ نیمه روشن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
نیمچه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) جامه کوتاه. ( جهانگیری ) ( رشیدی ) ( برهان قاطع ). بالاپوش کوتاه. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) : بیشتر اوقات قبای زندنیجی پوشیدی یا عتابی ساده و نیمچه پوستین بره داشتی. ( راحةالصدور ). || شمشیر کوتاه. ( رشیدی ) ( جهانگیری ) ( آنندراج ) ( برهان قاطع ) : صدف مغفر بر سر نهاد نهنگ نیمچه بکشید . ( جوامعالحکایات از فرهنگ فارسی معین ).سبزه گر نیمچه بر آب زند باکی نیست کآب را روز...
فرهنگ عمید
۱. شمشیر یا تفنگ کوتاه.
۲. [قدیمی] لباس کوتاه، نیم تنه.
فرهنگ معین
(چِ ) (اِ. ) ۱ - بالاپوش کوتاه . ۲ - شمشیر و تفنگ کوتاه . ۳ - هرچیز کوتاه و ناقص .
دانشنامه عمومی
جوجه ای که بزرگ شده ولی هنوز مرغ یا خروس نشده
گویش مازنی
/nim che/ جوجه ای که از مواظبت مادر خارج شده و مستقل گشته باشد
واژه نامه بختیاریکا
از گونه های زنگوله
کلمات مرتبط
رضا نامچه
روغن نیمه خشک شونده
زمان بندی نیمه هوشمند
شاره های نیمه شیمیایی
شاره های نیمه مصنوعی
سوزن نیمه خودکار
سیاهک نیمه آشکار
سنگ نیمه آتشفشانی
سنگ نیمه روشن
نظرات