Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نیم

تلفظ بین المللی : /nˈim/ تلفظ :‌ [n'im]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • نیم ابگون
  • نیم اشکوب
  • نیم افراشته
  • نیم افراشتگی
  • نیم باز
  • نیم بیت شعر
  • نیم تنه زنانه
  • نیم تنه پوست حیوانات
  • نیم تنه چرمی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نیم . [ نی ی َ ] (ع ص ، اِ) جمع نائم است . رجوع به نائم شود.

نیم . [ ن ُی ْ ی َ ] (ع ص ، اِ) جمع نائمة است . رجوع به نائمة شود. || جمع نائم است . رجوع به نائم شود.

نیم . (ع اِ) نعمت تام . (منتهی الارب ) (از متن اللغة)(از اقرب الموارد). || زندگانی آسان و خوش . (منتهی الارب ). عیش لین . زندگی راحت . (از متن اللغة). |...

فرهنگ عمید

یک‌ قسمت از دو قسمت چیزی؛ نصف.

درختی بزرگ، با برگ‌های ریز و نازک، گل‌های خوشه‌ای و خوش‌بو، و میوه‌ای شبیه سنجد که در هندوستان می‌روید.

یک قسمت از دو قسمت چیزی، نصف.
درختی بزرگ، با برگ های ریز و نازک، گل های خوشه ای و خوش بو، و میوه ای شبیه سنجد که در هندوستان می روید.

فرهنگ معین

[ په . ] (اِ. ) نصف ، یک دوُم از چیزی .

دانشنامه آزاد فارسی

نیم (Nimes)آمفی تئاتر مرکز اداری ولایت گار و ناحیۀ لانگدوک ـ روسیون، در جنوب فرانسه، به فاصلۀ ۱۰۰ کیلومتری شمال غربی مارسی. ۱۳۳,۶۰۰ نفر جمعیت دارد (۱۹۹۰). آثار رومی آن، یک آمفی تئاتر از قرن ۲م و قناتی به نام پون دو گار را شامل می شود. نام نوعی پوشاک کتانی راه راه زبر (دنیم) برگرفته از نام این شهر است. ابریشم، قالی، کفش، و ماشین آلات تولید، و گندم و سایر مواد غذایی صادر می کند. در نزدیکی آن، آب های...

دانشنامه عمومی

به معنای سو و جهت مثلا: این نیم دیوار = این طرف دیوار اُن نیم دیوار= اون طرف دیوار (تلفظ اُن همانند تلفظ 10 به زبان ترکی است)

نیم یا نصف هر چیز، یک بخش (قسمت) از آن است، به شرطی که آن را دقیقاً به ۲ بخش مساوی تقسیم کرده باشیم.در زبان ریاضی، «نیم»، کسر ساده نشدنی حاصل از تقسیم عدد ۱ بر ۲ است.wiki: بهمن کامیار محصول سال ۱۳۹۴ است.هستی مهدویحسین سلیمانینگار عابدیافشین سنگ چاپصدرالدین حجازیمیرطاه...

گویش اصفهانی

تکیه ای: nesf
طاری: nesm / nim
طامه ای: nim
طرقی: nesm / nim
کشه ای: nesm / nim
نطنزی: nesf

مترادف و متضاد

میان، وسط

نصفه، نصف، نیمه

۱. نصفه، نصف، نیمه
۲. میان، وسط

half (اسم)طرف، شریک، نیم، نصف، نیمه، نیمی، نصفه، شقهmoiety (اسم)بخش، نیم، نصف، نیمه، نصفه، عیال، قسمت مساویdemi- (پیشوند)نیم، نصفsemi- (پیشوند)نیم، تقریبا نصفhemi- (پیشوند)نیم، نصف...

واژه نامه بختیاریکا

( نَیم ) ندیدم
تاق
تَک

کلمات مرتبط

  • نیم ابگون
  • نیم اشکوب
  • نیم افراشته
  • نیم افراشتگی
  • نیم باز
  • نیم بیت شعر
  • نیم تنه زنانه
  • نیم تنه پوست حیوانات
  • نیم تنه چرمی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات