نیاکان . (اِ) ج ِ نیا. رجوع به نیا و نیاک شود : نیاکان بیدار شاهان ماستوده دل و نیکخواهان ما. فردوسی .نگه کن کنون تا نیاکان ماگزیده جهاندار و پاکان ما. فردوسی .نیاکانتان پهلوانان بدندز تخم بزرگان و شاهان بدند. فردوسی .که بدان حضرت و جدان و نیاکانش پیش ازین آمده بودند به مهمانی . ناصرخسرو.نیاکان سیده همه پادشاهان طبرستان و دیلمان بودند.(مجمل التواریخ )....
فرهنگ عمید
اجداد، پدران.
فرهنگ معین
[ په . ] (اِ. ) جِ نیاک .
دانشنامه عمومی
منظور از اجداد یا نیاکان، «والدین» یا «والدینِ نیاکان» (یعنی جد، جد بزرگ، جد بزرگ بزرگ، و به همین ترتیب) است.دهخدا، علی اکبر، لغتنامهٔ دهخدا، تهران.منظور از جد یا نیا، پدربزرگ به معنای «پدرِ پدر» (جد پدری) یا «پدرِ مادر» (جد مادری) است. همچنین برای معنی جد یا نیا، مفهوم «پدرِ پدر چندانکه بالا رود» نیز منظور شده است.از واژه های دیگری که با «جد» یا «نیا» هم معنی باشند می توان به «پدربزرگ»، «بابابزرگ...