نی ٔ. (ع ص ، اِ) گوشت نیم پخته . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گوشتی که پخته نشده است یا گوشتی که آتش بدان نرسیده است . (از متن اللغة).
نی ٔ. [ ن َی ْءْ ] (ع مص ) نیم جوش گردیدن گوشت و نیکو پخته نشدن . (از منتهی الارب ). خام ماندن گوشت . (تاج المصادر بیهقی ). || دور شدن کسی ، لغتی است در نأی . (از منتهی الارب ).
۱. حرف نفی؛ نه؛ نا.
۲. (شبه جمله) نیست؛ نبود.
(نَ) (حر.) نه ، نا.
(نِ) (اِ.) سازی بادی از ساقة نی با چوب باریک و پنج سوراخ .
(نِ یا نَ) (اِ.) 1 - گیاهی است آبی با شاخه های بلند و تو خالی که در زمین های باتلاقی و مرطوب می روید.
پیشوند منفی ساز. به عنوان مثال در "نیمدُنَم= با سکون بر روی میم تلفظ می شود، نمی دانم، نیمتُنَم= با سکون بر روی میم تلفظ می شود،نمیتوانم نیمیگم=با سکون بر روی میم تلفظ می شود،نمی گم نیمیام=با سکون بر روی میم تلفظ می شود،نمی آیم ...
نی چوپانی استرآبادی که در شکل و ساختمان این ساز و نوع نواختن،به ...
قلم
کبر
شهنا
خیر، نه
۱. شهنا
۲. قلم
۳. کبر
۴. خیر، نه