کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نگهداری-کردن-از | کلماتور
معنی کلمه : نگهداری کردن از
تلفظ بین المللی :
/nˌeɡahdˈɑri kˈardan ˈaz/
تلفظ :
[n,egahd'ARi k'aRdan 'az]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نگهداری و دفاع کردن از
نگهداری کردن
در اصطبل نگهداری کردن
کنسرو کردن یا نگهداری میوه
ناهاری کردن
انگشت نگاری کردن
نگهبانی کردن
نگهداری
نگهداری بوم سازگان جنگلی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
tend
(فعل)
پرستاری کردن، گراییدن، مواظب بودن، میل کردن، نگهداری کردن از، وجه کردن، متمایل بودن به، گرایش داشتن
کلمات مرتبط
نگهداری و دفاع کردن از
نگهداری کردن
در اصطبل نگهداری کردن
کنسرو کردن یا نگهداری میوه
ناهاری کردن
انگشت نگاری کردن
نگهبانی کردن
نگهداری
نگهداری بوم سازگان جنگلی
نظرات