معانی کلمه : نگاشتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. نوشتن.
۲. نقش ونگار کردن، تصویر کردن.
۲. نقش ونگار کردن، تصویر کردن.
فرهنگ معین
(نِ تَ ) (مص م . ) ۱ - نقش و نگار کردن . ۲ - نوشتن .
مترادف و متضاد
تحریر، ترقیم، کتابت، نگارش، نوشتن ≠ خواندن

تحریر، ترقیم، کتابت، نگارش، نوشتن ≠ خواندن