معانی کلمه : نکو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. نیکو، خوب.
۲. زیبارو.
۲. زیبارو.
فرهنگ معین
(نِ ) (ص . ) نیکو.
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: neku) (= نیکو) زیبا ؛ شخص زیبا رو ؛ شایسته ، پسندیده ، نیکوکار ؛ (در قدیم) نیکو ، خوب .
اسم: نکو (دختر) (فارسی) (تلفظ: neku) (فارسی: نِکو) (انگلیسی: neku)
معنی: نیکو، خوب، مناسب، زیبارو، ( = نیکو )، زیبا، شخص زیبا رو، شایسته، پسندیده، نیکوکار
معنی: نیکو، خوب، مناسب، زیبارو، ( = نیکو )، زیبا، شخص زیبا رو، شایسته، پسندیده، نیکوکار
مترادف و متضاد
خوب، مساعد، مناسب، نیک، نیکو ≠ بد
