نکس . [ ن َ ک َ ] (ص مرکب ) ناکس . فرومایه . (ناظم الاطباء).
نکس . [ ن ُ ک ُ ] (ع ص ، اِ) برجای ماندگان از پیری . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مفرد آن ناکِس است . (از اقرب الموارد). رجوع به ناکِس شود.
بازگشت بیماری.
۱. سرنگون کردن؛ نگونسار کردن؛ برگرداندن و سرازیر کردن چیزی.
۲. سر خود را از خواری به زیر افکندن.
۳. عود کردن مرض.
(نُ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) بازگشتن بیماری . 2 - (اِمص .) بازگشت ناخوشی .
(نَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - سرنگون کردن . 2 - (مص ل .) سر خود را از شرم به زیر افکندن .
سرنگونی، واژگونی
بازگشت، رجعت، عود
۱. سرنگونی، واژگونی
۲. بازگشت، رجعت، عود