کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نکبتی | کلماتور
معانی کلمه : نکبتی
تلفظ بین المللی :
/nekbˈati/
تلفظ :
[nekb'ati]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متغیر نسبتی
مقیاس نسبتی
نسبتی
نسبتی عراقی
نسبتی مشهدی
نوبتی کردن
نکبت بار
نکبتآلود
نکبتبار
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
نکبتی. [ ن ِ ب َ ] ( ص نسبی ) خوار. ذلیل. فرومایه.بدبخت. ناکس. حقیر. مردم فرومایه. ( ناظم الاطباء ).
مترادف و متضاد
crumby
(صفت)
نکبتی، اکبیر
crummy
(صفت)
نکبتی، اکبیر
scabious
(صفت)
کثیف، نکبتی، خارش دار، جرب دار، دله دار، دله مانند، دلمه بسته
کلمات مرتبط
متغیر نسبتی
مقیاس نسبتی
نسبتی
نسبتی عراقی
نسبتی مشهدی
نوبتی کردن
نکبت بار
نکبتآلود
نکبتبار
نظرات