کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نویسندگی | کلماتور
معانی کلمه : نویسندگی
تلفظ بین المللی :
/nˌevisandˈeɡi/
تلفظ :
[n,evisand'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نویسندگی برای کسب معیشت
نویسندگی و هنرپیشگی سود طلبانه
نویسندگی کردن
اسم مستعار نویسندگان
کانون نویسندگان ایران
نخستین کنگره نویسندگان ایران
اتحادیه نویسندگان ارمنستان
اتحادیه نویسندگان جمهوری اذربایجان
اعتصاب 2007 2008 نویسندگان امریکایی
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
نویسندگی. [ ن ِ س َ دَ / دِ ] ( حامص ) کتابت. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نوشتن. ( آنندراج ). تحریر. ( ناظم الاطباء ). ترسل. ( یادداشت مؤلف ). || شغل نویسنده. عمل نویسنده. رجوع به نویسنده شود.
مترادف و متضاد
کتابت، منشیگری
authorship
(اسم)
اغاز، نویسندگی، تالیف و تصنیف، ابداع، ابتکار، احدای، ایجاد، اصل
writing
(اسم)
نویسندگی، خط، نوشته، دست خط، نوشتجات، خامه رانی
کلمات مرتبط
نویسندگی برای کسب معیشت
نویسندگی و هنرپیشگی سود طلبانه
نویسندگی کردن
اسم مستعار نویسندگان
کانون نویسندگان ایران
نخستین کنگره نویسندگان ایران
اتحادیه نویسندگان ارمنستان
اتحادیه نویسندگان جمهوری اذربایجان
اعتصاب 2007 2008 نویسندگان امریکایی
نظرات