نویدن. [ ن َ دَ ] ( مص ) زاری کردن. نالیدن . ( برهان قاطع ) : کنون زود پیرایه بگشا و روبه پیش پدر بس بزاری بنو.فردوسی.ز درد دل آن شب بدانسان نویدکه از ناله اش هیچکس نغنوید.لبیبی.نوان از نود شد کز او برگذشت ز درد گذشته نود می نود.ناصرخسرو.اکنون ز مفلسی چه نوی چندین بر درد مالی و غم مغبونی.ناصرخسرو ( دیوان چ مینوی - محقق ص 381 ).چنان در هجر او شبها نویده که خلق از ناله او نغنویده.ناصر بجه. || جنبیدن...
فرهنگ عمید
لرزیدن؛ جنبیدن.
زاری کردن؛ نالیدن: ◻︎ کنون زود پیرایه بگشای و رو / به پیش پدر رو بهزاری بنو (فردوسی: ۱/۲۲۰).
زاری کردن، نالیدن: کنون زود پیرایه بگشای و رو / به پیش پدر رو به زاری بنو (فردوسی: ۱/۲۲۰ ). لرزیدن، جنبیدن.
فرهنگ معین
(نَ دَ ) (مص ل . ) ۱ - نالیدن ، زاری کردن . ۲ - جنبیدن ، لرزیدن .