نونوار. [ ن َ / نُو ن َ] ( ص مرکب ) در تداول ، کسی که تهیدست بوده و سر و وضعی درست نداشته و بسبب اتفاقی یا انعام و بخشش کسی به نوائی رسیده و سر و وضع خود را تغییر داده و زندگیش را سامان بخشیده. ( از فرهنگ عامیانه جمال زاده ).- نونوار شدن ؛ پس از آنکه جامه های مندرسی داشت البسه نو و گران قیمت دارا شدن. ( یادداشت مؤلف ). از فقر و فلاکت خلاص یافتن. جامه خلقان و کهنه را به نو بدل کردن....
فرهنگ عمید
کسی که تازه سر و وضع خوب پیدا کرده، آن که تازه به نوایی رسیده.
فرهنگ معین
(نُ. نَ ) (ص مر. ) (عا. ) کسی که تازه به مالی رسیده و به آراستن سر و وضع ظاهر خود پرداخته باشد.