نوشین . (اِخ ) مخفف نوشین روان ، صورتی دیگر از انوشیروان . رجوع به انوشیروان شود : که با شاه نوشین به سر برده ام تو را نیز در بر بپرورده ام .
فردوسی .
نوشین. ( ص نسبی ) منسوب به نوش که به معنی شهد باشد. ( غیاث اللغات ). شیرین. ( غیاث اللغات ) ( برهان قاطع ). آلوده به نوش. از نوش. ( یادداشت مؤلف ). ...
فرهنگ عمید
۱. شیرین، دلپسند: لب نوشین، خواب نوشین بامداد رحیل / باز دارد پیاده را ز سبیل (سعدی: ۵۲ ). ۲. شفابخش: دَمِ نوشین عیسوی داری / زهر زرّاق مفتعل چه خوری؟ (خاقانی: ۸۰۱ ). ۳. گوارا، خوش گوار: به جوی اندرون آب نوشین روان شد / از این عدل و انصاف نوشیروانی (فرخی: ۳۹۳ ).
فرهنگ معین
(ص . ) شیرین ، گوارا.
دانشنامه آزاد فارسی
شهری در استان آذربایجان غربی، شهرستان ارومیه، و مرکز اداری بخش نازلو. با ارتفاعی حدود ۱,۳۵۰ متر، در جلگه ای مزروعی، در ۲۰ کیلومتری شمال ارومیه، سر راه ارومیه به سلماس، قرار دارد. اقلیم آن معتدل و نیمه خشک و جمعیت آن۶,۷۶۴ نفر است (۱۳۸۵).wikijoo: نوشین...
دانشنامه عمومی
نوشین (نائین). نوشین (نائین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نائین در استان اصفهان ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان لای سیاه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹ نفر (۴خانوار) بوده است.wiki: نوشین (نائین)...