نوزاد. [ ن َ / نُو ] (ن مف مرکب ) جدیدالولاده . نوآمد. مولود. ولید. ولیده . (یادداشت مؤلف ). نوزاده . نوزاده شده . بچه که به تازگی تولد یافته است : به گوش آمد آواز نوزاد من وز آن شادتر شد دل شاد من .
نظامی .
نوزاد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مؤمن آبا...
فرهنگ عمید
طفلی که تازه به دنیا آمده، تازه زاییده شده.
فرهنگ معین
(نُ ) (ص مف . ) کودکی که تازه به دنیا آنده .
دانشنامه عمومی
نوزاد فرزند تازه زاده شده انسانها و جانوران است.در پزشکی، نوزاد به شیرخواری گفته می شود که در ۲۸ روز اول زندگی (از بدو تولد تا ۴ هفته پس از تولد، کمتر از یک ماهه) باشد. کلمه «نوزاد» شامل نوزاد زودرس، نوزادان دیررس (از ۱ هفتگی تا ۹ ماهگی) و نوزاد کامل تازه به دنیا آمده می شود. واژهٔ نوزاد از واژه های «نو» و «زاد» گرفته شده که «نو» به معنای جدید و «زاد» به معنی زاده شده می باشد.در لغتنامه دهخدا نوزا...
{nascent} [شیمی] ویژگی اتم یا ترکیبی ساده در لحظۀ آزاد شدن از ترکیب شیمیایی که در آن هنگام دارای فعالیت بیشتری نسبت به حالت معمولی است {neonate} [علوم سلامت] کودک، از تولد تا چهارهفتگی