نورد. [ ] (اِخ ) نام قدیم شهر کازرون است . (یادداشت مؤلف از المعجم ). از بلادفارس است و قصبه ٔ کازرون است . (سمعانی ). قصبه ای است از نواحی کازرون در خاک فارس . (از معجم البلدان ).
( ~.) (ص فا.) در ترکیب با بعضی واژه ها، معنای «طی کننده » می دهد، مانند: کوه نورد، صحرانورد.
(نَ وَ) (اِ.) 1 - میل یا چوب استوانه ای شکل که در ماشین چاپ به کار رود و مرکب را روی صفحه می کشد. 2 - پیچ و تاب ، چین و شکن . 3 - چوبی استوانه ای که به وسیلة آن خمیر را پهن می کنند.
نبرد جنگ
ستونی افقی درکارگاه بافندگی سنتی
تاب، چین
پیچنده، لاپیچ
اندوخته، ذخیره
جنگ، رزم، کلنجار، ناورد، نبرد
۱. تاب، چین
۲. پیچنده، لاپیچ
۳. اندوخته، ذخیره
۴. جنگ، رزم، کلنجار، ناورد، نبرد