۱. از روی نوبت.
۲. (اسم، صفت نسبی ) [قدیمی] کسی که در نقاره خانه کوس یا دهل می زند، نوبت زن.
۳. (اسم، صفت نسبی ) [قدیمی] پاسبان.
۴. (اسم، صفت نسبی ) [قدیمی] اسب یدک.
۵. (اسم، صفت نسبی ) [قدیمی] خیمۀ پاسبانی: شنیدم کز پی یاری هوسناک / به ماتم نوبتی زد بر سر خاک (نظامی۲: ۲۳۵ ).