نوبت زدن. [ ن َ / نُو ب َ زَدَ ] ( مص مرکب ) و نوبت پرداختن ؛ نقاره زدن. معمول بود که در نقاره خانه شاهان در شبانه روز چند بار نقاره می زدند، گاه سه بار، گاه پنج بار و گاه هفت بار . در اواخر قاجاریه و اوایل دوره پهلوی یک بار به هنگام غروب در سردر باغ ملی تهران نقاره می زدند. ( فرهنگ فارسی معین ) : نوبت زدند نوبت عیش است ساقیاعیشم به روی تازه خود تازه کن بیا.حسن دهلوی ( از آنندراج ). || دعوی شاهی ک...